خط ..

کلمات کلیدی

پیوندهای روزانه

۱۳ مطلب با موضوع «چشم هایش برده جانم را..» ثبت شده است

قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ   

پروردگارا! مرا تا روزی که مردم برانگیخته می شوند، مهلت ده.  سوره ص/79


+اون قدر گناه کردم که دیگه روم نمیشه دعا کنم

_ تو این یه مورد از شیطان یاد بگیر! با اون نافرمانی بزرگ، باز تو خواستن از خدا مایوس نشد


+جوان تا دیر وقت تلویزیون نگاه کرده ، روزنامه ها را تا ته خوانده شب دیر خوابیده صبح آمده سراغش میگوید پاشو پاشو برویم هیئت، میگوید حال ندارم! میگوید حال نداری؟ ها؟ امام حسین تو را از خانه اش رانده! بیا ببین پسر حاجی چی چی نصف تو است میاید سماور{هیئت} را هم روشن میکند! خب شاید پسر حاجی چی چی زود خوابیده. چرا جوان را زده میکنیم؟ امام حسین (ع) تو را رانده که تربیت بلد نیستی! حال ندارد،بگو آقاجون نمازت را بخوان و بخواب.

....حقایق را بگوییم و از خدا و پیغمبر جلوتر نیفتیم

(استاد فاطمی نیا)


+عکس


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۰
مهاجر

صدبار گفتم وسط حرف من نخند

یکبار خنده کردو...بیا عاشق شدم

موافقین ۵ مخالفین ۱ ۱۳ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۰
مهاجر

باورم کن که به چشمان تو معتاد منم

پادشاهی که به جنگ آمد و افتاد منم

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۳
مهاجر


تنها تو که باشی دلم قرص است

اصلا تمام قرص ها جز تو ضرر دارند




۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۰
مهاجر

ما کجا ؟

یار کجا؟

این همه ازار کجا؟


وحشی بافقی

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۵ ، ۱۹:۲۲
مهاجر

من دلم پیش کسی نیست خیالت راحت

منم و یک دل دیوانه خاطرخواهت

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۵ ، ۲۳:۴۶
مهاجر


Image result for عکس برگ

تصویر رها کردن یک دسته پرنده ست

دل غرق نگاهی ست که مابین دو پلکش

یک قهوه ای سوخته ی خیره کننده ست

با اخم به تشخیص پزشکان سرطانزاست

خندیدن او عامل بیماری قند است

تصویر دلش با کمک چشم مسلح

انگار که سنگی ته شیئی شکننده ست

شاید به صنوبر نرسد قامتش اما

نسبت به میانگین همین دوره بلند است

ماه است و بعید است که خورشید نداند

میزان حضور و حذرش چند به چند است

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۱
مهاجر

Image result for ‫عکس هنری طبیعت‬‎


لبخد بزن دو چشم بارانی را

تجویز کن نگاه درمانی را


یک جرعه بخند تا به آتش بکشی

دانشکده علوم انسانی را



۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۵ ، ۱۶:۴۹
مهاجر

می کشانی واژه ها را با نگاهی خط به خط
میچکانی ماشه ها را با خنده های زیرکت
چشم و دست و حالت ابرو و لحن دلنشین
لشکر نازی که افتاده به جان مملکت

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۳:۵۳
مهاجر

از پدرم شنیده ام، از پدرش شنیده که

طرز نگاه کردنت باعث تب و لرز شده

جان دلم چه کرده ای با همه اهل دهکده

اینکه حدیث چشم تو سلسلة الذهب شده

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۱:۲۶
مهاجر